♥`*•.¸علی کوچولو پسر پاییزی من ¸.•*´♥

ஜ عشق مامان و بابا ஜ

پست ثابت

 

♥`*•.¸¸.•*´`*•.¸بــِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم¸.•*´`*•.¸¸.•*´♥ 


 نیایش حضرت زکریا (ع) برای درخواست فرزند صالح از خداوند" سوره آل عمران "  :

 

♥`*•.¸ رَبِّ هَب لِي مِن لَدُنکَ ذُریَّةً طَیِّبَةً اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعاءِ ¸.•*´♥

 

♥ بار پروردگارا از پیشگاهت ذریه ی پاک به من عطا فرما؛ همانا تو شنونده ی دعایی ♥

                                      


امام  باقر (ع) فرموده اند : هرگاه فرزند خواستی بگو :  

 

اَللّهُمَّ ارزُقنا وَ لَدا وَ اجعَلهُ تَقيّا زَكيّا لَيسَ فى خَلقِهِ زيادَةٌ وَ لا نُقصانٌ وَ اجعَل عاقِبَتَهُ إلى خَير 

 

♥ خـــداونــــدا..! به مــا فــــــرزندى عــطا كـــن و او را پـــــرهــــيـــــزگـــــار و پــاک قـــرار ده

 

كه در آفرينشـش كم و زيادى نباشد و ســرانجامـش را نــيكو گـردان

دوماهگی علی جونم

سلام گل پسر مامان فدات شم فرشته ی نازم دو ماهگیت مبارک! امروز واکسن دو ماهگیت رو زدیم عزیز دلم فدای گریه هات  بهت استامینوفن دادم تا دردت اروم شه... یکم تب داری مامان جونم، انشاله زود خوب شی
11 دی 1393

مبارکت باشه مامانی

  سلام گل پسرم تاج سرم....! الهی قربونت برم عشق مامان که شدی همه ی وجودم گل پسری امروز با مامانم و مادربزرگم رفتیم پیش متخصص و شما رو ختنه کردیم.... بمیرم چقدر گریه کردی... من از اتاق رفتم بیرون اما صداتو میشنیدم و کلی گریه کردم... شما امروز پنجاه و شش روزته... الان خونه مامان جون هستیم و من با موبایلم این پست رو میذارم، انشالله زود زود خوب بشی عزیز مامان... پنحشنبه هم باید ببرمت واسه واکسن دو ماهگی... میگن خیلی درد داره از الان استرس دارم... اصلا طاقت درد کشیدنتو ندارم.... خدایا خودت مواظب همه نی نی ها باش... ...
7 دی 1393

ღ♥ روزهای با تو بودن

    سلام علی کوچولوی مامان...!!! گل پسرم باورم نمیشه تویی که چهل و سه روزه توی  بغلمی همون فسقلی هستی که نه ماه انتظار اومدنت رو کشیدم...!! همونی که گاهی خوابتو میدیدم...!! همونی که هرشب با رویای با تو بودن و در آغوش کشیدنت میخوابیدم...   عزیز مامان چقدر روزهای انتظار دیر میگذشت و  چقدر روزهای شیرین با تو بودن زود میگذره...!! هر روز بزرگتر و شیرین تر میشی و خوب میدونم بعدها دلم برای  این روزها و سختی هاش تنگ میشه...!!   اره مامانی...این روزها شیرین هستن اما خیلی سخت...!! تا پونزده روزگیت مامان جون و مادر جون خونمون بودن و خی...
24 آذر 1393

ღ♥ چند تا عکس از علی کوچولو

سلام گل پسر مامان...!!! الان توی خواب ِ نازی و من فرصت پیدا کردم بیام و چندتا عکس بذارم توی وبت... امروز که سه سال و سه ماه و سه روز از زندگی من و باباییت میگذره تو چهل و یک روزه که قدم رو چشم ما گذاشتی و خونمون رو روشن کردی...   این اولین عکس شما توی بیمارستانه گل پسرم :                          قربون شکل ماهت برم که وقتی دیدمت یاد ِ خوابی افتادم که چند روز قبل از به دنیا اومدنت دیدم....کاملا شبیه ِ همون پسری بودی که توی خواب دیدم... ...                 &n...
22 آذر 1393

ღ♥ علی، گل پسرم...

  سلام و صد سلام به همه دوستای گلم...!! بالاخره وقتم کمی ازاد شد تا بیام و بنویسم! گل پسرم علی یازدهم ابان مصادف با شب تاسوعا به دنیا اومد!! البته خودش قصد اومدن نداشت و با زور اونو اوردیمش بیرون حالا خاطره زایمانم رو تعریف میکنم براتون: ... ...   روزهای اخر خیلی دیر میگذشتن و همگی چشم انتظار اومدن نی نی بودیم... دکتر تاریخ زایمانم رو پنج ابان زده بود اما گفته بود احتمالش هست که زودتر به دنیا بیاد.. دو نفر از اشناهامون که یکی دوماه پیش نی نی شون بدنیا اومده بود ده روز زودتر از تاریخی که دکتر براشون زده بود زایمان کرده بودن... واسه همین منم یه ذهنیتی برام ایجاد شده بود ک...
17 آذر 1393

ღ♥ سیسمونی 2

  بفرمایید ادامه مطلب:       این طلاهای نی نی مونه : "بعضی از این طلاها رو به کلاه و قنداق می زنن"           این هم انگشتری که مامانم به مادرشوهرم کادو داده:     لوازم بهداشتی و وان :     صندلی توالت موزیکال و صندلی حمام و ...:                 عکس بچگی من و همسرم :     کیک پوشکی که خودم درست کردم:   ...
6 آبان 1393

ღ♥ سیسمونی 1

  بفرمایید ادامه مطلب...     قبل از اینکه عکس های سیسمونی رو بذارم باید توضیحاتی بدم... راستش توی شهر ما خیلی ها ترجیح میدن جنسیت بچه رو ندونن و اگر  هم جنسیت رو پرسیدن به کسی نگن... به خاطر همین سیسمونی رو هم دخترونه میخرن هم پسرونه... راستش یه جورایی این چشم انتظاری و ندونستن جنسیت بچه خیلی برای اطرافیان هیجان انگیزه مخصوصا توی شهر ما که فامیل درچه یک همه به بیمارستان میان و  پشت در اتاق عمل یا زایشگاه ساعت ها منتظر میمونن تا نی نی بدنیا بیاد و ببیننش و اونوقت برای خبر دادن به مابقی فامیل از هم سبقت میگیرن و کلی کادو گیرشون میاد...!! من جنسیت نی نی مو میدونم ...
6 آبان 1393

ღ♥ نی نی تنبل من

سلام به نی نی تنبل خودم....!!! عزیز مامان مثل اینکه جات خیلی راحته و دوست نداری از جای گرم و نرمت دل بکنی؟؟!! یه روز از تاریخ زایمانم گذشته و هنوز خبری از اومدنت نیست...!!! دکتر یه هفته دیگه بهم مهلت داده  اگر بعد از این یه هفته بازم نیومدی باید برم بستری شم و امپول فشار بزنم...... تو رو خدا زودتر بیا...... حالا که بعد از مدت ها فرصت پیدا کردم و به وبلاگت سر زدم  عکسای سیسمونی رو هم میذارم  چون ممکنه دیگه از این فرصتا پیدا نشه...! ...
6 آبان 1393

ღ♥ بالاخره اومدم..!

  سلام عشق کوچولوی مامان.... خیلی وقته به وبت سر نزدم... یه مدت نت خراب بود...یه مدت لب تاب خراب بود.... و البته خودم هم زیاد حس و حال نوشتن نداشتم....!!!   عزیز مامان هفت ماه تمام رو به سلامتی پشت سر گزاشتیم و وارد هشتمین ماه شدیم.... انشالله که این دو ماه باقیمانده هم به خوبی سپری بشه و بیای تو بغلم....   قربونت برم هزار ماشالله نی نی خیلی خوبی هستی و  توی این چند ماه مامانی رو اذیت نکردی... خدارو شکر هیچ مشکلی توی این مدت نداشتم و  همه چیز خوب و نرمال بود  فقط از پایان ماه سوم تا اواسط ماه پنج ویارم شروع شد که البته قابل تحمل بود و برای من ...
27 مرداد 1393