♥`*•.¸¸.•*´`*•.¸بــِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم¸.•*´`*•.¸¸.•*´♥ 


 نیایش حضرت زکریا (ع) برای درخواست فرزند صالح از خداوند" سوره آل عمران "  :

 

♥`*•.¸ رَبِّ هَب لِي مِن لَدُنکَ ذُریَّةً طَیِّبَةً اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعاءِ ¸.•*´♥

 

♥ بار پروردگارا از پیشگاهت ذریه ی پاک به من عطا فرما؛ همانا تو شنونده ی دعایی ♥

                                      


امام  باقر (ع) فرموده اند : هرگاه فرزند خواستی بگو :  

 

اَللّهُمَّ ارزُقنا وَ لَدا وَ اجعَلهُ تَقيّا زَكيّا لَيسَ فى خَلقِهِ زيادَةٌ وَ لا نُقصانٌ وَ اجعَل عاقِبَتَهُ إلى خَير 

 

♥ خـــداونــــدا..! به مــا فــــــرزندى عــطا كـــن و او را پـــــرهــــيـــــزگـــــار و پــاک قـــرار ده

 

كه در آفرينشـش كم و زيادى نباشد و ســرانجامـش را نــيكو گـردان

برای نی نی نوشته شد ♥ سه شنبه 6 فروردين 1392ساعت 11:41  به قلم ♥ مامان آینده! ♥ 

 

سلام عشق کوچولوی مامان....

خیلی وقته به وبت سر نزدم...

یه مدت نت خراب بود...یه مدت لب تاب خراب بود....

و البته خودم هم زیاد حس و حال نوشتن نداشتم....!!!

 

عزیز مامان هفت ماه تمام رو به سلامتی پشت سر گزاشتیم و

وارد هشتمین ماه شدیم....

انشالله که این دو ماه باقیمانده هم به خوبی سپری بشه و بیای تو بغلم....

 

قربونت برم هزار ماشالله نی نی خیلی خوبی هستی و 

توی این چند ماه مامانی رو اذیت نکردی...

خدارو شکر هیچ مشکلی توی این مدت نداشتم و 

همه چیز خوب و نرمال بود 

فقط از پایان ماه سوم تا اواسط ماه پنج ویارم شروع شد

که البته قابل تحمل بود و برای من بسیار شیرین....!!

به بوها و بعضی غذاها  خیلی حساس شده بودم  و حالم بد میشد...

 

انشالله از این به بعد زود به زود میام و از جزییات برات مینویسم عزیزم

 

دوست دارم کوچولوی مامان....

 

برای نی نی نوشته شد ♥ دوشنبه 27 مرداد 1393ساعت 22:30  به قلم ♥ مامان آینده! ♥ 

 

سلام قاصدک مامان....!!

قربونت برم فسقلی من که خدارو شکر تا الان نی نی خوبی بودی و 

مامانی رو اذیت نکردی......قلب

 

عزیز دل مامان دیروز اولین مراجعه ی دکتر زنان و زایمانم بود...

مطب شلوغ بود و کمی معطل شدم...

اما خدارو شکر دوست گلم هم همراهم بود و زمان زود گذشت....!!

دکتر سونوی داخلی کرد و سن تو رو یک ماه و پنج روز تشخیص داد...قلب

و گفت خدا رو شکر همه چیز خوبه و جات درست و راحته...لبخند

و یه سری آزمایش نوشت و برای دو هفته ی دیگه نوبت داد....

خیالم راحت شد...خدا رو شکر.....

 

راستی عشق مامان بهت نگفته بودم دوست صمیمی من که بشه خاله جون ِ شما

هم بارداره ...نی نیش تقریبا بیست روز از تو بزرگتره

دیروز با هم نوبت داشتیم...اون دومین مراجعه اش بود

 وقتی از مطب اومد بیرون گرفته و ناراحت بود

دکتر بهش گفته بود قلب جنین تشکیل نشده و بهش شیاف سیکلوژست داده 

به مدت یک هفته استفاده کنه وبعدش بره سونو.......

خیلی ناراحت بود اخه یه بار هم سابقه سقط داره 

و از وقتی فهمیده دوباره بارداره حسابی استراحت میکنه...

امروز واسم پیام داده : برام دعا کن طاقت یه شکست دیگه رو ندارم...

و من هم کلی دلداریش دادم و گفتم خیالت راحت باشه انشالله که مشکلی نیست.....

 

دوستای گلم شما هم برای دوستم دعا کنید.....

و همینطور برای من و نی نی ام که انشالله نه ماه رو به سلامتی کنارم بمونه......


 

 

 

برای نی نی نوشته شد ♥ دوشنبه 12 اسفند 1392ساعت 17:53  به قلم ♥ مامان آینده! ♥ 

 

سلام نازنین مامان....!!!

خوبی؟!جات راحته....؟!!!

دوست دارم بدونم توی دلم چه تغییر و تحولاتی در حال انجامه ...!!!

کاش میشد آدم درونشو ببینه....نیشخند

بابایی اصرار داره چند روزی برم خونه مامانم و اونجا استراحت کنم اما من قبول نمیکنم....

کاش مامانم پیشم بود......ناراحت

دیروز و امروز سر کار نرفتم و همش خونه بودم حسابی حوصلم سر رفته....چشم

وقتی به این فکر میکنم تا چند وقته دیگه صدای گریه و خنده ات توی خونه می پیچه و

خونه رو از سوت و کور بودن در میاری قند تو دلم اب میشه....!!!خیال باطل

 

عشق مامان امروز چهلمین روز از بارداریمو گذروندم..........

به حساب تقویم خودم الان هفته ششم هستیم....

اما هنوز نمیدونم دقیقا چند هفته و چند روزته.........

یازدهم نوبت دکتر دارم....

انشالله به سلامتی به دنیا بیای و چهل روزگیتو جشن بگیریم عزیز دلم.....بغل

برای نی نی نوشته شد ♥ چهارشنبه 7 اسفند 1392ساعت 19:31  به قلم ♥ مامان آینده! ♥ 

 

سلام عشق مامان خوبی؟!

عزیزممممم هنوزم باورم نمیشه اومدی توی دلم....!!

با اینکه ماههاست دعا میکردم که زود بیای پیشمون اما واقعا با اومدنت غافلگیر شدم...!!

این روز ها در همه حال خدا رو شکر میکنم برای داشتنت....

از خدا میخوام که باهام بمونی و تنهام نذاری...

این روزها این فکر خیلی اذیتم میکنه...!!

میترسم خدای نکرده زبونم لال دور از جونت رفیق نیمه راه بشی..........

خیلی نفخ دارم... زیر دلم درد میکنه......و کمرم......

سعی میکنم بیشتر استراحت کنم...

دستمو میذارم روی شکمم و برای سلامتیت آیة الکرسی میخونم...

بابایی هم این کارو میکنه......

امروز شروع کردم به خوندن قرآن....

انشالله بتونم حداقل روزی یه جزء بخونم..........

 

 

                                                      خدایا بازم شکــــــــــــــرت

برای نی نی نوشته شد ♥ شنبه 3 اسفند 1392ساعت 18:50  به قلم ♥ مامان آینده! ♥ 

 

 

 

 

 

برای نی نی نوشته شد ♥ چهارشنبه 30 بهمن 1392ساعت 22:46  به قلم ♥ مامان آینده! ♥ 
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 17 صفحه بعد